تبلیغات اینترنتیclose
( زندگی )چه فکر می کنی؟( ابتهاج )
پیچک ( هوشنگ ابتهاج ) ه ا سایه
شعر و ادب معاصر پارسی
( )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 10:27 تعداد بازديد : |

استاد هوشنگ ابتهاج



برچسب ها: ,
امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت
( زندگی )چه فکر می کنی؟( ابتهاج ) ( زندگی (یک شعر ), )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 16:44 تعداد بازديد : 608 |

زندگی

 

چه فکر می کنی؟
که بادبان شکسته زورق به گل نشسته ای ست زندگی ؟
در این خراب ریخته
که رنگ عافیت ازو گریخته
 به بن رسیده
راه بسته ای ست زندگی ؟
 چه سهم ناک بود سیل حادثه
که همچو اژدها دهان گشود
زمین و آسمان ز هم گسیخت
ستاره خوشه خوشه ریخت
و آفتاب درکبود درههای آب غرق شد
هوا بد است
 تو با کدام باد می روی؟
چه ابر تیره ای گرفته سینه تو را
که با هزار سال بارش شبانه روز هم
 دل تو وا نمی شود
تو از هزاره های دور آمدی
 در این درازنای خون فشان
به هر قدم نشان نقش پای توست
 در این درشتناک دیولاخ
ز هر طرف طنین گامهای رهگشای توست
بلند و پست این گشاده دامگاه ننگ و نام
به خون نوشته نامه وفای توست
به گوش بیستون هنوز
صدای تیشه های توست
چه تازیانه ها که با تن تو تاب عشق آزمود
 چه دارها که از تو گذشت سربلند
 زهی سکوه فامت بلند عشق
که استوار ماند در هجوم هر گزند
نگاه من
 هنوز آن بلنددور
 آن سپیده آن شکوفه زار انفجار نور
 کهربای آرزوست
سپیده ای که جان آدمی هماره در هوای اوست
به بوی یک نفس در آن
زلال دم زدن
 سزد اگر هزار بار
بیفتی از نشیب راه و باز
 رو نهی بدان فراز
 چه فکر می کنی ؟
جهان چو آبگینه شکسته ای ست
که سرو راست هم در او شکسته می نمایدت
جنان نشسته کوه درکمین درههای این غروب تنگ
زمان بی کرانه را
تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پای او دمی ست این درنگ درد و رنج به سان رود
 که در نشیب دره سر به سنگ می زند
رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست زنده باش
 

هوشنگ ابتهاج

هوشنگ ابتهاج



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت