( مرگ روز )می رفت آفتاب و به دنبال می کشید( ابتهاج) - سه شنبه 27 تير 1391
( نگاه آشنا )ز چشمی که چون چشمه آرزو( ابتهاج) - سه شنبه 27 تير 1391
( می خواهم از تو بشنوم )می خواهمت سرود بت بذله گوی من (ابتهاج) - سه شنبه 27 تير 1391
( شب تاب )در زیر سایه روشن مهتاب خواب ناک( ابتهاج) - سه شنبه 27 تير 1391
( شب سیاه )برچید مهر دامن زربفت و خون گریست( ابتهاج ) - سه شنبه 27 تير 1391
( بر سنگ چشم او ) بر سر گوری که روزی بود (ابتهاج) - سه شنبه 27 تير 1391
( اندوه )خسته و غم زده با زمزمه ای حزن آلود( ابتهاج) - سه شنبه 27 تير 1391
( آواز نگاه تو ) می شنوم آِناست ( ابتهاج ) - سه شنبه 27 تير 1391
( نوش نگاه )باز واشد ز چشمه نوشی( ابتهاج ) - سه شنبه 27 تير 1391
( آنا )صبح می خندد و باغ از نفس گرم بهار(ابتهاج) - سه شنبه 27 تير 1391
( در لبخند او ) دیدم و می آمد از مقابل من دوش (ابتهاج) - سه شنبه 27 تير 1391
( سراب )عمری به سر دویدم در جست (ابتهاج) - سه شنبه 27 تير 1391
( آشنا سوز )چرا پنهان کنم ؟ عشق است و پیداست(ابتهاج) - سه شنبه 27 تير 1391
( اندوه رنگ )می روی اما گریز چشم وحشی ( ابتهاج) - سه شنبه 27 تير 1391
( زمین ) زین پیش شاعران ثناخوان ( ابتهاج) - سه شنبه 27 تير 1391
( مرجان )سنگی است زیر آب( ابتهاج ) - سه شنبه 27 تير 1391
( بانگ دریا )سینه باید گشاده چون دریا( ابتهاج ) - سه شنبه 27 تير 1391
( شاعر ) شبی کدام شب (ابتهاج) - سه شنبه 27 تير 1391
(زندگی نامه ) یادها انبوه شد(ابتهاج) - سه شنبه 27 تير 1391
( زندگی )چه فکر می کنی؟( ابتهاج ) - سه شنبه 27 تير 1391
( دیباچه خون ) نه هراسی نیست( ابتهاج) - سه شنبه 27 تير 1391
( پند رودکی )گفتم اگر پر نتوانست یا (ابتهاج) - سه شنبه 27 تير 1391
(تصویر ) خانه خالی تنهایی(ابتهاج) - سه شنبه 27 تير 1391
( ارغوان )ارغوان شاخه همخون مانده من(ابتهاج) - سه شنبه 27 تير 1391
( تاسیان )خانه دل تنگ غروبی خفه بود(ابتهاج ) - سه شنبه 27 تير 1391
( آه آیینه )او را ز گیسوان بلندش شناختند(ابتهاج) - سه شنبه 27 تير 1391
صفحه قبل 1 صفحه بعد