تبلیغات اینترنتیclose
مجموعه ( زمین )
پیچک ( هوشنگ ابتهاج ) ه ا سایه
شعر و ادب معاصر پارسی
( )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 10:27 تعداد بازديد : |

استاد هوشنگ ابتهاج



برچسب ها: ,
امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت
( زمین ) زین پیش شاعران ثناخوان ( ابتهاج) ( مجموعه ( زمین ), )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 17:06 تعداد بازديد : 1762 |

زمین

 

زین پیش شاعران ثناخوان که چشم شان
در سعد و نحس طالع و سیر ستاره بود
 بس نکته های نغز و سخنهای پرنگار
 گفتند در ستابش
این گنبد کبود
اما زمین که بیشتر از هر چه در جهان
 شایسته ستایش و تکریم آدمی ست
 گمنام و ناشناخته و بی سپاس ماند
ای مادر ای زمین
امروز این منم که ستایشگر توام
از توست ریشه و رگ و خون و خروش من
 فرزند حقگزار تو و شاکر توام
 بس روزگار گشت و بهار و خزان گذشت
 تو ماندی وگشادگی بی کرانه ات
 طوفان نوح هم نتوانست شعله کشت
 از آتش گداخته جاودانه ات
هر پهلوان به خاک رسیده ست گرده اش
غیر از تو ای زمین که در این صحنه ستیز
 ماندی به جای خویش
پیوسته زورمند و گرانسنگ و استوار
فرزند بدسگالی اگر چون
حرامیان
 بی حرمت تو تاخت
هرگز تهی نشد دلت از مهر مادری
 با جمله ناسپاسی فرزند شناخت
آری زمین ستایش و تکریم را سزاست
از اوست هر چه هست در این پهن بارگاه
پروردگان دامن و گهواره وی اند
 سهراب پهلوان و سلیمان پادشاه
ای بس که تازیانه خونین برق و باد
پیچیده دردناک بر گرده زمین
 ای بس که سیل کف به لب آورده عبوس
جوشیده سهمناک بر این خاک سهمگین
 زان گونه مرگبار که پنداشتی دریغ
 دیگر زمین همیشه تهی مانده از حیات
 اما زمین همیشه همان گونه سخت پشت
 بیرون کشیده تن
 از زیر هر بلا
 و آغوش بازکرده به لبخند آفتاب
زرین و پرسخاوت و سرسبز و دلگشا
بگذار چون زمین
 من بگذرانم شب طوفان گرفته را
آنگه به نوش خند گهربار آفتاب
پیش تو گسترم همه گنج نهفته را
 

هوشنگ ابتهاج

هوشنگ ابتهاج



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
( مرجان )سنگی است زیر آب( ابتهاج ) ( مجموعه ( زمین ), )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 17:02 تعداد بازديد : 1889 |

مر جان 

 

سنگی است زیر آب
 در گود شب گرفته دریای نیلگون
 تنها نشسته در تک آن گور سهمناک
 خاموش مانده در دل آن سردی و سکون
او با سکوت خویش
 از یاد رفته ای ست در آن دخمه سیاه
هرگز بر او نتافته خورشید نیم روز
 هرگز بر او نتافته مهتاب شامگاه
بسیار شب که ناله برآورد و کس نبود
کان ناله بشنود
بسیار شب که اشک برافشاند و یاوه گشت
 در گود آن کبود
سنگی است زیر آب ولی آن
شکسته سنگ
زنده ست می تپد به امیدی در آن نهفت
دل بود اگر بهس ینه دلدار می نشست
 گل بود اگر به سایه خورشید می شکفت

 

هوشنگ ابتهاج

هوشنگ ابتهاج



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت
( بانگ دریا )سینه باید گشاده چون دریا( ابتهاج ) ( مجموعه ( زمین ), )
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 تير 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 16:59 تعداد بازديد : 988 |

 بانگ دریا 

 

سینه باید گشاده چون دریا
 تا کند نغمه ای چو دریا ساز
نفسی طاقت آزموده چو موج
که رود صد ره برآید باز تن
طوفان کش شکیبنده
 که نفرساید از نشیب و فراز
 بانگ دریادلان چنین خیزد
کار هر سینه نیست این آواز

 

هوشنگ ابتهاج

هوشنگ ابتهاج



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

صفحه قبل 1 صفحه بعد